بانکها بازوی توسعه یا مانع توسعه؟!
- شناسه خبر: 2789
- تاریخ و زمان ارسال: 6 دی 1404 ساعت 23:45
- نویسنده: مدیر سایت

بانکها بازوی توسعه یا مانع توسعه؟!
تعلل نظام بانکی در تأمین مالی طرحهای ملی، توان فنی داخلی را تحلیل میبرد و متخصصان را فراری میدهد؛ هزینه این انفعال را اقتصاد ملی و نسل آینده میپردازد.
در حالی که توسعه میادین نفتی کلید رشد اقتصادی و امنیت انرژی است، بانکها با تأخیر در گشایش اعتبارات، پروژهها را معطل نگه داشتهاند. این انفعال، سرمایه پیمانکاران را خوابانده، نیروی متخصص را فراری داده و توان داخلی را تضعیف کرده؛ هزینهای سنگین بر دوش ملت.
چالش تأمین مالی در پروژههای نفت و گاز
پروژههای نفت و گاز ایران، به عنوان موتور محرک اقتصاد و امنیت انرژی، با مانع بزرگی روبهرو هستند: انفعال و تعلل نظام بانکی در تأمین مالی. این مشکل مزمن، نه تنها پیشرفت طرحهای بالادستی و پاییندستی را کند کرده، بلکه بار سنگین هزینهها را بر دوش پیمانکاران داخلی انداخته و توان فنی کشور را در معرض خطر جدی قرار داده است.
در شرایطی که شعار حمایت از تولید ملی و پیمانکار داخلی تکرار میشود، عملکرد بانکها خلاف این جهت حرکت میکند و پروژههای ملی را به گروگان گرفته است.
شکاف بین نیازهای توسعه و رفتار بانکی
طرحهای نفتی ذاتاً سرمایهبر، بلندمدت و پرریسک هستند و در همه دنیا بدون حمایت قوی نظام بانکی پیش نمیروند. اما در ایران، شکاف عمیقی بین نیازهای توسعه و رفتار بانکها وجود دارد.
بانکها یا از ورود به این پروژهها پرهیز میکنند یا با تأخیرهای طولانی در گشایش اعتبارات و تسهیلات، ریسک را کاملاً به پیمانکار منتقل میکنند. قرارداد بسته میشود، عملیات شروع میشود، اما خط اعتباری بانکی یا باز نمیشود یا ماهها و حتی سالها طول میکشد تا فعال شود. نتیجه، پروژههایی نیمهکاره با هزینههای روزانه سنگین برای شرکتهای اجرایی است که باید همه چیز را با سرمایه خود پیش ببرند.
فشار مالی بر پیمانکاران داخلی
پیمانکاران ناچارند حقوق پرسنل، خرید تجهیزات، تأمین مواد اولیه و حتی جریمههای تأخیر را از جیب خود پرداخت کنند، در حالی که تورم دو رقمی و هزینه تأمین مالی در بازار آزاد، فشار را چند برابر میکند.
این خواب سرمایه در مقیاس بزرگ، نقدینگی بنگاهها را قفل کرده و بسیاری را به مرز ورشکستگی رسانده است. بانکها با توجیه «ریسک بالا» کنار میکشند، اما پروژه متوقف نمیشود و پیمانکار اجازه خروج یا ترک کار ندارد. این الگو، ریسک را به ضعیفترین حلقه زنجیره منتقل میکند و ساختار قراردادها اغلب به گونهای است که پیمانکار تمام بار مالی را به دوش میکشد.
فرسودگی توان فنی و فرار متخصصان
پیامد این وضعیت، فرسودگی تدریجی توان فنی داخلی است. شرکتهایی که میتوانستند فناوری بومیسازی کنند، تجهیزات پیشرفته تولید کنند یا وارد پروژههای پیچیده EPC شوند، حالا صرفاً برای بقا میجنگند.
سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه متوقف میشود، نوسازی ماشینآلات به تعویق میافتد و رقابتپذیری در برابر شرکتهای خارجی کاهش مییابد. بدتر از آن، فرار نیروی متخصص است: مهندسان، تکنسینها و کارشناسان با تجربه، به دلیل پرداختهای نامطمئن، آینده مبهم و فشار کاری، پروژههای ملی را ترک میکنند.
برخی به خارج مهاجرت میکنند، برخی به بخشهای غیرمولد جذب میشوند و برخی کلاً از صنعت فاصله میگیرند. این خسارت پنهان، سالها بعد در افت بهرهوری، افزایش وابستگی به خارجی و عقبماندگی فناوری نمایان میشود.
دوری بانکها از نقش توسعهای
بانکها، که باید شریک اصلی توسعه باشند، به بنگاههایی کمریسک و سودمحور تبدیل شدهاند. تمرکز بر تسهیلات مصرفی، سرمایهگذاری در داراییهای غیرمولد مانند مسکن و پرهیز از پروژههای زیرساختی بلندمدت، آنها را از نقش توسعهای دور کرده است.
در اقتصادهای نفتمحور موفق مانند نروژ یا امارات، بانکها پیشران پروژههای انرژی هستند و با ابزارهایی مانند صندوقهای تضمین، ریسک را تقسیم میکنند. اما در ایران، این نقش خالی مانده و تناقض سیاستی ایجاد کرده: از یک سو جهش تولید نفت و گاز اعلام میشود، از سوی دیگر تأمین مالی آن زمینگیر است.
هزینه ملی تعلل بانکی
این تعلل، هزینه ملی سنگینی دارد: عقبماندگی در تولید از میادین مشترک، از دست رفتن درآمد ارزی، تضعیف امنیت انرژی در زمستانهای پرمصرف و کاهش رشد اقتصادی کلی.
وقتی پروژهها کند میشوند، کل زنجیره اقتصاد – از اشتغال تا صادرات – آسیب میبیند، اما بانکها از این هزینه سهم نمیبرند. پیمانکاران قربانی خاموش این بیمسئولیتی هستند و تبدیل به بنگاههای بدهکار میشوند، در حالی که دارایی، متخصص و پروژه دارند، اما نقدینگی ندارند.
تا زمانی که هزینه انفعال بانکها را پیمانکاران و اقتصاد ملی بپردازند، اصلاحی رخ نمیدهد. توسعه بدون تأمین مالی ممکن نیست و پروژه ملی بدون بانکهای پاسخگو، تنها شعار میماند.
زمان هماهنگی واقعی سیاست پولی با نیازهای تولیدی فرا رسیده تا توان داخلی حفظ شود، متخصصان بمانند و پروژهها به سرانجام برسند.
«بانکها پروژههای ملی را معطل نگه داشتهاند؛ هزینه این تعلل را پیمانکاران، متخصصان و اقتصاد ملی میپردازند.»
بانکها؛ مانع یا شریک توسعه ملی؟
تعلل بانکی در تأمین مالی نفت، توان داخلی را تحلیل میبرد و رشد را کند میکند. نیاز به اصلاح فوری سیاستها، تقسیم ریسک و حمایت واقعی است تا پروژهها پیش بروند و منافع ملی حفظ شود.









