مسکن محرومان روی کاغذ؛ قمار ۱۳۸ همتی با سرنوشت ۴۰۰ هزار خانوار»
- شناسه خبر: 2863
- تاریخ و زمان ارسال: 3 بهمن 1404 ساعت 23:32
- نویسنده: مدیر سایت

دولت وعده خانهدار کردن ۴۰۰ هزار خانوار دهکهای پایین را با بسته ۱۳۸ همتی مطرح کرده، اما محاسبات بازار نشان میدهد سهم هر خانوار حتی هزینه ساخت یک واحد ساده را هم پوشش نمیدهد. نتیجه روشن است: محرومان از صف حذف میشوند و دلالان همچنان برنده میدان مسکن میمانند.
وعدهای که روی کاغذ امیدوارکننده است
وقتی معاون وزیر راه و شهرسازی از «برنامه خانهدار کردن دهکهای یک تا چهار تا سال ۱۴۰۷» سخن میگوید، در نگاه نخست خبر امیدوارکنندهای به نظر میرسد. اما کافی است اعداد اعلامشده در کنار واقعیت بازار مسکن قرار گیرد تا تصویر دیگری آشکار شود؛ تصویری که نشان میدهد فاصله وعده تا اجرا، دقیقاً به اندازه فاصله یک خانوار مستأجر تا خانهدار شدن است: بسیار دور.
طبق اعلام رسمی، مجموع منابع طرحهای حمایتی مسکن ۱۳۸.۵ همت است و هدف، خانهدار کردن حدود ۴۰۰ هزار خانوار از دهکهای پایین. یک تقسیم ساده نشان میدهد سهم هر خانوار حدود ۳۴۰ تا ۳۵۰ میلیون تومان خواهد بود؛ رقمی که امروز حتی هزینه اسکلت و سفتکاری یک واحد معمولی را هم پوشش نمیدهد، چه برسد به قیمت زمین و خدمات شهری.
شکاف عدد و واقعیت؛ چرا محرومان حذف میشوند؟
همین فاصله بزرگ میان حمایت وعدهدادهشده و هزینه واقعی ساخت، توضیح میدهد چرا بسیاری از متقاضیان دهکهای پایین یا از طرحها انصراف میدهند یا امتیاز خود را میفروشند؛ موضوعی که خود مسئولان نیز به آن اذعان کردهاند.
بازار تازه برای دلالان
وقتی خانوار کمدرآمد توان تأمین آورده اولیه یا ادامه پرداخت اقساط را ندارد، ناچار امتیاز خود را واگذار میکند. نتیجه این میشود که طرحی که قرار بود سرپناه محرومان باشد، به بازاری تازه برای خرید و فروش امتیاز مسکن تبدیل میشود؛ بازاری که در آن سرمایهداران و دلالان، برنده نهایی هستند.
ایراد اصلی: مدل سیاستگذاری مسکن حمایتی
مسأله فقط کمبود بودجه نیست؛ مشکل اصلی، مدل طراحیشده است. در ایران، مسکن حمایتی همچنان «متقاضیمحور با آورده نقدی» تعریف شده است. یعنی خانواری که حتی در پرداخت اجارهبها مشکل دارد، باید آورده اولیه بیاورد، چند سال منتظر بماند و اقساط سنگین بپردازد.
در چنین شرایطی، دهکهای پایین یا از ابتدا وارد طرح نمیشوند، یا در میانه مسیر حذف میشوند. نتیجه، بازتولید نابرابری در لباسی تازه است.
وابستگی خطرناک به مولدسازی
بخش مهمی از منابع این طرح به «مولدسازی داراییهای وزارت راه» گره خورده است؛ یعنی فروش زمینها و املاک دولتی برای تأمین مالی پروژهها.
تجربه سالهای اخیر نشان داده مولدسازی فرآیندی زمانبر، پیچیده و وابسته به شرایط بازار است. اگر فروش داراییها به تعویق بیفتد، اولین قربانی، همین پروژههای حمایتی خواهند بود. در این صورت، سرنوشت صدها هزار خانوار میان وعدههای کاغذی و زمینهای فروختهنشده معلق میماند.
بحران امروز با وعده فردا حل نمیشود
زمانبندی اجرای طرح تا سال ۱۴۰۷ به این معناست که بخش بزرگی از تعهدات به سالهای پایانی دولت موکول شده است. اما بحران مسکن و اجاره، مسئله امروز میلیونها خانوار است. وعده چهار سال آینده برای مستأجری که هر سال با شوک اجاره مواجه است، درمان نیست؛ صرفاً خریدن زمان است.
تجربه دیگر کشورها؛ مسیرهای قابل استفاده برای ایران
برخلاف تصور رایج، بسیاری از کشورها با چالش مشابه روبهرو بودهاند، اما با تغییر مدل سیاستگذاری، مسیر دیگری رفتهاند. ما نیز میتوانیم از این تجربهها استفاده کنیم؛ نه برای تقلید، بلکه برای اصلاح مسیر خودمان.
امارات؛ ساخت مستقیم و مالکیت تدریجی
در امارات، دولت پروژههای مسکن اجتماعی را مستقیماً میسازد و واحدها را با اجاره بسیار پایین یا مالکیت تدریجی ۲۰ تا ۳۰ ساله در اختیار اقشار کمدرآمد قرار میدهد. خانوار نیاز به آورده سنگین ندارد و دولت سازنده و تضمینکننده اصلی است.
عربستان؛ مشارکت دولت و بخش خصوصی
در برنامه مسکن چشمانداز ۲۰۳۰ عربستان، دولت زمین رایگان یا ارزان تأمین میکند، بخش خصوصی میسازد و بانکها وامهای بلندمدت با بهره پایین میدهند. نتیجه، افزایش واقعی نرخ مالکیت در طبقات متوسط و پایین بوده است.
چین؛ اولویت با امنیت سکونت
در چین، دولتهای محلی پروژههای عظیم مسکن اجارهای دولتی اجرا میکنند. رویکرد آنها این است که همه را الزاماً مالک نکنند، بلکه «امنیت سکونت پایدار» را تضمین کنند. اجارههای کنترلشده، فشار بازار آزاد را کاهش داده است.
هند؛ واحدهای کوچک با یارانه مستقیم
در هند، دولت واحدهای کوچکمتراژ را با یارانه مستقیم میسازد و با قیمت بسیار پایین به خانوارهای کمدرآمد واگذار میکند. نقش آورده متقاضی حداقلی است و بار اصلی بر دوش دولت است.
کجای کار ما نیاز به اصلاح دارد؟
وجه مشترک تجربه موفق کشورها روشن است:
دولت نقش «سازنده و تضمینکننده مالی» دارد، نه صرفاً توزیعکننده وامهای محدود در بازاری رهاشده.
در ایران اما، دولت زمین میدهد، تسهیلات وعده میدهد و باقی مسیر را به متقاضی و بازار واگذار میکند؛ در بازاری که تورم سالانه مسکن از کل وام وعدهدادهشده بیشتر است. نتیجه، از پیش معلوم است.
راهکارهای واقعبینانه
اگر هدف واقعی، خانهدار شدن دهکهای پایین است، چند اصلاح کلیدی اجتنابناپذیر است:
۱. حذف آورده سنگین متقاضی
۲. تسهیلات بلندمدت واقعی با اقساط متناسب
۳. ساخت مستقیم یا مشارکتی دولت
۴. کنترل بازار زمین و مصالح
۵. تمرکز بر اجارهداری اجتماعی در کنار مالکیت
بدون این اصلاحات، هر عدد بودجهای ـ حتی بزرگتر از ۱۳۸ همت ـ در تورم بازار مسکن ذوب خواهد شد.
جمعبندی
مسکن محرومان بیش از آنکه به اعداد درشت نیاز داشته باشد، به تغییر نگاه نیاز دارد. تا وقتی سیاست مسکن بر دوش ضعیفترین دهکها گذاشته شود، وعده خانهدار کردن فقرا فقط روی کاغذ میماند. اگر اراده اصلاح مدل وجود داشته باشد، تجربه دیگر کشورها پیش روی ماست؛ در غیر این صورت، در این بازی باز هم محرومان میبازند و دلالان برنده میمانند.









