سیاستهای کلی جمعیت روی کاغذ ماند / روایت یک خیانت اقتصادی به نسل آینده
- شناسه خبر: 2990
- تاریخ و زمان ارسال: 2 اسفند 1404 ساعت 22:17
- نویسنده: مدیر سایت

به گزارش روزنامه رمزاقتصاد قیمت پوشک، شیرخشک و سایر اقلام ضروری نوزادان در ایران به حدی رسیده که نگهداری از یک کودک ماهانه حدود ۱۰ میلیون تومان هزینه دارد. این رقم در حالی اعلام میشود که ۱۱ سال از ابلاغ سیاستهای کلی جمعیت توسط رهبر انقلاب میگذرد؛ سیاستی که قرار بود با حمایتهای اقتصادی، نرخ باروری را افزایش دهد و از سالمندی جمعیت جلوگیری کند. اما واقعیت امروز نشان میدهد دولت نه تنها در این مسیر گام برنداشته، بلکه با بیتوجهی به زنجیره تأمین و نظارت بر بازار، بزرگترین مانع فرزندآوری شده است.
جهش ۱۰۰ درصدی قیمت پوشک در یک ماه
بازار اقلام بهداشتی نوزادان در ماههای اخیر شاهد جهشهای کمسابقه بوده است. قیمت پوشک در برخی برندها در بازهای کوتاه تا دو برابر افزایش یافته و بستههای بزرگ به مرز یک میلیون تومان رسیدهاند. شیرخشک و مکملهای ویتامین نیز هر هفته با قیمت جدیدی عرضه میشوند. این وضعیت خانوادهها را به سمت خرید قسطی یا کاهش کیفیت اقلام سوق داده است؛ پدیدهای که تا چند سال پیش تصور هم نمیشد.
سیاستهای کلی جمعیت؛ فراموششده روی کاغذ
اردیبهشت ۱۳۹۳، سیاستهای کلی جمعیت ابلاغ شد و هدف آن افزایش نرخ باروری به بالای ۲.۵ و تأمین امنیت اقتصادی خانوادهها بود. بندهای این سیاست به صراحت بر کاهش هزینههای فرزندآوری، تأمین مسکن، بهداشت باروری و حمایت از خانواده تأکید دارند. اما پس از ۱۱ سال، کدامیک از این بندها عملیاتی شده است؟
- بند ۵: تأمین بهداشت باروری و سلامت مادران و کودکان – در حالی که خانوادهها به دلیل گرانی از خرید پوشک باکیفیت صرفنظر میکنند و نوزادان دچار مشکلات پوستی میشوند، این بند کجا محقق شده است؟
- بند ۷: توسعه نظام تأمین اجتماعی و کاهش هزینههای خانواده – دولت با آزادسازی خرید پوشک از کالابرگ، عملاً هزینهها را کاهش نداده، بلکه با تورم باری سنگینتر بر دوش خانوادهها گذاشته است.
- بند ۸: ایجاد زمینههای اشتغال مولد و مسکن متناسب – این بند نیز همچنان در حد شعار باقی مانده است.
- بند ۹: رفع موانع ازدواج و تسهیل تشکیل خانواده – چگونه میتوان از رفع موانع ازدواج سخن گفت وقتی پدر شدن در ایران ۱۴۰۴ به یک رویای دستنیافتنی تبدیل شده است؟
رها کردن بازار؛ خیانت به سیاستهای جمعیتی
دولت در حالی شعار جوانی جمعیت میدهد که بازار اقلام اساسی نوزادان را به حال خود رها کرده است. وزارت صمت و سازمان حمایت از مصرفکنندگان عملاً نظارتی ندارند و قیمتها در داروخانهها و فروشگاهها هر هفته تغییر میکند. این بینظارتی، بستر صفهای طولانی، فساد توزیع و نرسیدن اقلام دولتی به مصرفکننده واقعی را فراهم کرده است.
انگیزه قاچاق نهادهها و اقلام بهداشتی نیز به دلیل تفاوت قیمت با کشورهای همسایه افزایش یافته و عرضه داخلی را کاهش داده است. مصرفکننده ایرانی عملاً با «دلار سلیمانیه و دبی» برای خرید پوشک و شیرخشک رقابت میکند، در حالی که درآمد دلاریاش در منطقه یکی از پایینترینهاست.
پدیده فروش قسطی پوشک؛ نشانه ورشکستگی خانوادهها
گرانی افسارگسیخته باعث شده رفتار خانوادهها و بازار تغییر کند. پدیده عجیب «فروش قسطی پوشک» که تا چند سال پیش غیرقابل تصور بود، اکنون در برخی فروشگاهها دیده میشود. این نشانه ورشکستگی اقتصادی خانوادهها و شکست کامل سیاستهای حمایتی دولت است.
خیانت به منویات رهبری یا ناتوانی مدیریتی؟
مهمترین پرسش این است که چرا ۱۱ سال پس از ابلاغ سیاستهای کلی جمعیت، زیرساختهای لازم برای فرزندآوری فراهم نشده است؟ آیا میتوان ادعای تبعیت از فرامین رهبری داشت، اما در عمل بازار را به حال خود رها کرد و اجازه داد هزینه نگهداری یک نوزاد به ۱۰ میلیون تومان برسد؟
به نظر میرسد آنچه امروز شاهد هستیم، فراتر از ناتوانی مدیریتی است. اصرار دولت بر پرداختهای ۴۰۰ تا ۶۰۰ هزار تومانی در شرایطی که حداقل هزینه یک نوزاد به ۱۰ میلیون تومان نزدیک میشود، نوعی بیخیالی در برابر منویات رهبری است.
قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت که با هدف تحقق همین سیاستها تصویب شد، اکنون به متنی روی کاغذ بدل شده که هیچ ضمانت اجرایی برای کنترل قیمتها ندارد.
فاصله ۱۱ ساله تا آرمانها
فاصله عمیق بین شعارهای جمعیتی و توان اقتصادی خانوارها، حاصل ۱۱ سال بیتدبیری است. تا زمانی که زنجیره تأمین از مواد اولیه تا توزیع شفاف و کنترلشده نباشد و نهادهای نظارتی به تماشاچی تبدیل شوند، اقلام اساسی نوزاد چون جواهری کمیاب و گرانقیمت باقی خواهند ماند.
سیاستهای کلی جمعیت نقشه راه جامعی بود؛ اما متأسفانه مجریانی که قرار بود این نقشه را عملیاتی کنند، یا آن را نخواندهاند یا نخواستهاند ببینند. فرزندآوری برای طبقات ضعیف امروز به یک «جرم اقتصادی» تبدیل شده و این بزرگترین خیانت به منویاتی است که ۱۱ سال پیش زنگ خطر جمعیت را به صدا درآورد.









