جابهجایی فرزین؛ پاداش موفقیت!!!
- شناسه خبر: 2817
- تاریخ و زمان ارسال: 13 دی 1404 ساعت 23:01
- نویسنده: مدیر سایت

جابهجایی فرزین؛ پاداش موفقیت!!!
رئیس سابق بانک مرکزی به دستیاری اقتصادی رئیسجمهور رسید؛ نرخ دلار سه برابر شد، تورم کنترل نشد؛ اگر عملکرد مثبت بود، چرا تغییر کرد و اگر منفی، چرا ارتقا یافت؟
محمدرضا فرزین، رئیس پیشین بانک مرکزی، به سمت دستیار اقتصادی رئیسجمهور منصوب شد. این جابهجایی فرزین بانک در حالی رخ داد که نرخ دلار از حدود ۵۰ هزار تومان به بیش از ۱۳۰ هزار تومان رسید و تورم همچنان بالای ۴۰ درصد ماند؛ ابهامی که معیارهای ارزیابی مدیران ارشد را زیر سؤال میبرد.
دوره ریاست فرزین در بانک مرکزی
محمدرضا فرزین، که از تیر ۱۴۰۲ تا دی ۱۴۰۴ ریاست بانک مرکزی را بر عهده داشت، به تازگی به سمت دستیار اقتصادی رئیسجمهور منصوب شد. این تغییر، در شرایطی رخ داد که شاخصهای کلیدی اقتصاد کلان – از نرخ ارز تا تورم و رشد نقدینگی – عملکردی بحثبرانگیز از خود نشان دادند.
نرخ دلار در بازار آزاد از حدود ۵۰ هزار تومان به بیش از ۱۳۰ هزار تومان رسید، تورم نقطهبهنقطه بالای ۴۰ درصد ماند و رشد پایه پولی کنترل نشد. این انتصاب، سؤال اساسی ایجاد میکند: اگر عملکرد فرزین موفق بود، چرا از ریاست بانک مرکزی کنار رفت؟ و اگر ضعیف ارزیابی شد، چرا به جای برکناری کامل، به پستی حساس و نزدیک به رئیسجمهور ارتقا یافت؟
چالشهای دوره مدیریت فرزین
دوره ریاست فرزین با چالشهای متعدد همراه بود. او در ابتدای کار، سیاست تثبیت ارزی را پیش برد و نرخ دلار را برای مدتی در محدوده ۵۰-۶۰ هزار تومان نگه داشت. اما با گذشت زمان، فشار تقاضای ارزی، کسری بودجه و تحریمها، این تثبیت را شکست و دلار جهش کرد.
تورم نیز که هدفگذاری زیر ۳۰ درصد بود، در عمل بالای ۴۰ درصد ماند و قدرت خرید خانوارها کاهش یافت. رشد نقدینگی، هرچند کندتر شد، اما همچنان دو رقمی بود و ناترازی بانکها حل نشد.
ارزیابیهای متفاوت از عملکرد
این عملکرد، از سوی برخی کارشناسان مثبت ارزیابی میشود: فرزین در شرایط تحریم، بازار ارز را مدیریت کرد و از جهشهای شدیدتر جلوگیری نمود. اما منتقدان میگویند سیاستهای پولی انقباضی کافی نبود، تخصیص ارز ترجیحی ادامه یافت و شفافیت در بازار ارز افزایش نیافت. نتیجه، افزایش انتظارات تورمی و فرار سرمایه بود.
معنای انتصاب جدید فرزین
انتصاب فرزین به دستیاری اقتصادی، میتواند نشانه اعتماد رئیسجمهور به تجربیات او باشد. این پست، نقش هماهنگکننده سیاستهای اقتصادی را دارد و فرزین میتواند از نزدیکتر به تصمیمگیریهای کلان کمک کند. اما این جابهجایی فرزین بانک، ابهاماتی ایجاد کرده است.
اگر مدیریت بانک مرکزی موفق بود، چرا تغییر لازم شد؟ و اگر چالشها ادامه داشت، چرا به جای مسئولیت کمتر، به پستی کلیدیتر رسید؟
این سؤال، به معیارهای ارزیابی مدیران ارشد اقتصادی مربوط میشود. در اقتصاد ایران، تغییرات مدیریتی اغلب با شاخصهای کلان سنجیده میشود، اما عوامل سیاسی و دیپلماتیک نیز نقش دارند. فرزین در دوره خود، با چالشهای خارجی مانند تحریمها و داخلی مانند کسری بودجه روبهرو بود. شاید این انتصاب، تلاش برای استفاده از تجربیات او در سطح بالاتر باشد.
چالشهای باقیمانده اقتصاد
اما برای اقتصاد، مهم نتیجه است. نرخ ارز بالا، تورم پایدار و ناترازی بانکی، چالشهای اصلی باقیمانده هستند. دستیار جدید اقتصادی، باید سیاستهای هماهنگتری برای کنترل تورم، تثبیت ارز و حمایت از تولید پیش ببرد. اگر این تغییر به اصلاحات واقعی منجر نشود، تنها جابهجایی صندلی خواهد بود.
در نهایت، عملکرد فرزین ترکیبی از موفقیتهای نسبی و چالشهای بزرگ بود. انتصاب او، فرصت یا ادامه ابهام است؟ زمان پاسخ خواهد داد.
«اگر فرزین موفق بود، چرا بانک مرکزی را ترک کرد؟ اگر ضعیف، چرا به دستیاری اقتصادی رسید؟»
فرزین؛ آزمون جدید در دستیاری اقتصادی
تغییر فرزین از ریاست بانک مرکزی به دستیاری، ابهام در ارزیابی عملکرد ایجاد کرده است. نیاز به سیاستهای هماهنگ برای کنترل تورم و ارز است تا اقتصاد از چالشها خارج شود.









