بنادر کشور قربانی معاملات سیاسی؛ تخصص زیر چرخ وفاداری حزبی له شد
- شناسه خبر: 3025
- تاریخ و زمان ارسال: 8 اسفند 1404 ساعت 21:59
- نویسنده: مدیر سایت

آغاز بحران در مدیریت بنادر
انتصابهای سفارشی و غیرتخصصی در سازمان بنادر و دریانوردی، زیر سایه تمکین وزیر راه، امنیت ارزی و تجارت دریایی ایران را تهدید میکند. بنادر ایران خط مقدم اقتصاد مقاومتی و تجارت خارجی کشور هستند. با این حال، بحران مدیریت سازمان بنادر و دریانوردی زنگ خطر جدی را به صدا درآورده است. کودتای نابلدها در این مجموعه حساس، وفاداری سیاسی را جایگزین دانش دریایی و بندری کرده و گلوگاههای ارزی و تجاری کشور را در معرض خطر قرار داده است. این روند استقلال وزارت راه را نیز تضعیف کرده است.
چرخش خطرناک در سازمان بنادر
اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری به بنادر کارآمد و متخصص نیاز دارد. با این وجود، رویدادهای اخیر در سازمان بنادر و دریانوردی نشان میدهد که مسیر مدیریت به سمت انتصابهای سفارشی و سیاسی منحرف شده است. بزرگترین بندر تجاری کشور، بندر شهید رجایی، اکنون به میدان رقابت جناحی تبدیل شده است. این وضعیت کارایی عملیاتی بنادر را کاهش میدهد و زمینه فساد سیستماتیک، رانتجویی و تهدید امنیت ملی را فراهم میکند.
اهمیت نقش سازمان بنادر
سازمان بنادر و دریانوردی مسئول زیرساختهای دریایی، گمرکی و لجستیکی کشور است. این سازمان نقش مهمی در تأمین ارز، صادرات غیرنفتی و واردات کالاهای اساسی دارد. با این حال، انتصابهای اخیر فاصله زیادی با استانداردهای حرفهای دارند. سعید رسولی، فردی با سابقه طولانی در راهآهن و حملونقل زمینی، بدون تجربه دریایی، به عنوان مدیرعامل منصوب شد. مدرک تحصیلی او در حوزه کشاورزی و مسیر حرفهایاش نشان میدهد که با پیچیدگیهای عملیات بندری، ناوبری، ایمنی دریایی و اقتصاد بنادر ارتباطی ندارد.
پیامدهای انتصابهای سیاسی
منابع آگاه این انتصاب را نتیجه فشارهای سیاسی از سوی جریانهای نزدیک به پاستور میدانند. این پیام به فعالان بخش خصوصی و کارشناسان صنعت منتقل شده است که تخصص دیگر اولویت ندارد. این رویکرد نظارتهای فنی را تضعیف میکند و احتمال تخلفات را افزایش میدهد. بندر شهید رجایی، که بیش از ۸۰ درصد تجارت کانتینری کشور را مدیریت میکند، اکنون توسط مدیری بازنشسته اداره میشود. قوانین اجازه ادامه خدمت پس از بازنشستگی را نمیدهند، اما این وضعیت ادامه دارد.
گسترش تخلفات و واگذاریهای مشکوک
این شرایط غیرقانونی، همراه با نبود تخصص در مدیریت جدید، زمینه واگذاریهای شائبهبرانگیز و قراردادهای رانتی را فراهم کرده است. مستندات موجود در اختیار رمز اقتصاد نشان میدهد که واگذاریهای غیرشفاف در زیرساختها و خدمات بندری انجام شده است. این موارد میتواند به منافع ملی آسیب بزند. جزئیات این تخلفات در گزارشهای آینده منتشر خواهد شد.
نقش وزیر راه در تشدید بحران
فرزانه صادق مالواجرد، وزیر راه و شهرسازی، در رأس این ساختار قرار دارد. منتقدان او را «وزیری برای تمام فصول» مینامند. با وجود انتقادهای گسترده در حوزههای مسکن، حملونقل و زیرساخت، او با تمکین از فشارهای بیرونی و واگذاری انتصابهای کلیدی به جریانهای خاص، جایگاه خود را حفظ کرده است. این رویکرد استقلال مدیریتی وزارتخانه را تضعیف کرده و وزیر را به ناظری منفعل تبدیل کرده است.
چالشهای صنعت دریانوردی
صنعت دریانوردی ایران با تحریمها، کمبود ناوگان، فرسودگی تجهیزات و رقابت منطقهای روبهرو است. در چنین شرایطی، نیاز به مدیران متخصص با دانش مقررات بینالمللی IMO، اقتصاد بنادر، لجستیک پیشرفته و مبارزه با فساد افزایش یافته است. اما روند فعلی، وفاداری سیاسی را بر دانش فنی ترجیح میدهد.
پیامدهای اقتصادی و تجاری
این انتصابها کارایی عملیاتی را کاهش میدهد و اعتماد بخش خصوصی را از بین میبرد. سرمایهگذاران داخلی و خارجی با مشاهده این وضعیت از سرمایهگذاری در توسعه اسکلهها، انبارها و تجهیزات تخلیه و بارگیری عقبنشینی میکنند. نتیجه این روند کاهش ظرفیت واقعی بنادر، افزایش هزینههای لجستیک، طولانی شدن زمان ترخیص کالا و فشار بیشتر بر قیمت تمامشده کالاهاست.
هشدار رمز اقتصاد درباره آینده بنادر
رمز اقتصاد تأکید میکند که بنادر ایران نباید قربانی بازیهای جناحی شوند. امنیت تجارت دریایی، ارزآوری و معیشت میلیونها نفر به مدیریت حرفهای وابسته است. ادامه این روند میتواند بحرانهای ارزی، تورم وارداتی و تهدید امنیت ملی را تشدید کند.
لزوم ورود نهادهای نظارتی
زمان آن رسیده است که مجلس شورای اسلامی، دیوان محاسبات و قوه قضائیه به این موضوع ورود کنند. انتصاب مدیران غیرمتخصص در سازمانهای حساس، تهدیدی علیه منافع ملی است. وزیر راه باید پاسخ دهد که چرا استقلال وزارتخانه را فدای ماندن در قدرت کرده و چرا حساسترین گلوگاههای اقتصادی را به افراد فاقد صلاحیت سپرده است.
خطر تبدیل بنادر به میدان تسویهحساب سیاسی
اگر اصلاحات فوری انجام نشود، بنادر ایران که میتوانند موتور محرکه اقتصاد مقاومتی باشند، به میدان تسویهحسابهای سیاسی تبدیل خواهند شد. این وضعیت یک شکست مدیریتی و خیانت به منافع بلندمدت کشور است.









